تبلیغات
HSE IRAN
HSE IRAN
قالب وبلاگ
مهدی نجفی عضو هیأت‌علمی موسسه آموزش عالی هلال ایران

روزنامه شهروند:
 وقتی می‌گوییم بحران از چه حرف می‌زنیم؟

مهدی نجفی عضو هیأت‌علمی موسسه آموزش عالی هلال ایران
 
بهتر است در همین ابتدای کار تکلیفمان را با خوانندگان معلوم کنیم. این کلمه «بحران» هم از آن کلماتی است که خیلی از افراد در خیلی از جاها از آن استفاده می‌کنند. درست مثل کلمه «شیر» است. اگر مثلا کسی بگوید: «مدیریت تولید شیر خیلی مهم است»، شما چه برداشتی از آن دارید؟ منظور واقعا کدام شیر است؟ مقصود تولید شیرهای صنعتی برای استفاده‌ در کارخانه‌ها و منازل است یا مقصود تولید شیر لبنی است؟ شاید هم هیچ‌کدام منظور گوینده نباشد. شاید گوینده از مسئولان حفاظت محیط‌زیست و حیات‌وحش باشد و مقصودش شیرهای جنگلی است. اگر دقیقا ندانیم که منظور گوینده چیست واقعا «شیر تو شیر» می‌شود. به قول مولانا:
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
 گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر
صد‌هزاران این چنین اشباه بین
فرقشان، هفتاد ساله راه بین
 
 
حکایت کلمه «بحران» همچنین حکایتی است. هر کسی از ظن خودش، برداشتی از آن دارد. حتی بسیاری که آن را به کار می‌برند، نمی‌دانند دقیقا دارند از چه سخن می‌گویند.
قرار شد تکلیف خودمان و مخاطب را روشن کنیم و بگوییم که دقیقا قرار است از چه چیزی حرف بزنیم. از بخت بد، پای تعریف کلمات که به میان می‌آید، کار بیخ پیدا می‌کند. بعضی کلمات،  تعریف سرراست و واحدی ندارند؛ ازجمله همین کلمه بحران. آدم مجبور می‌شود برخلاف میلش، از معادل فرنگی‌اش استفاده کند تا بگوید دقیقا منظورش چیست. البته در این‌جا فرهنگستان ادب و زبان فارسی که کلمات «رایانه» و «یارانه» را ابداع کرده است،  باید کمی بجنبد و به داد ما برسد. به‌هرحال و خلاصه آن‌که منظور ما از بحران در این‌جا همان است که فرنگی‌ها به آن می‌گویند Disaster. مشکل ظاهرا دوتا شد. خواستیم مشکل ترجمه را حل کنیم، مشکلی بر مشکل افزودیم. به‌هرحال تا زمانی که فرهنگستان چاره‌ای بیندیشد، به ناچار باید از همین کلمات استفاده کرد. اما این Disaster هم برای خودش داستانی دارد.  این کلمه درواقع برگرفته شده از کلمه لاتین disastro است که خودش ترکیبی است از پیشوند dis که منفی‌کننده کلمه است و کلمه astro به معنای ستاره (star). سرتان را درد نیاورم. اگر بخواهیم معنای لغوی کلمه را بگوییم می‌شود «ستاره بد». تعبیر ادیبانه‌ترش می‌شود «بد اختری» که از قضا در فرهنگ و ادبیات فارسی هم سابقه دارد. شعر معروف ناصرخسرو قبادیانی را حتما به یاد دارید که می‌گوید:
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را            
   برون کن زسر باد خیره‌سری را
تو چو خود کنی اختر خویش را بد        
  مدار از فلک چشم «نیک اختری» را
یا در گلستان سعدی می‌خوانیم که:
«بد اختری» چو تو در صحبت تو بایستی
ولی چنین که تویی در جهان کجا باشد
ولی اینها چه ربطی به حوادثی مثل سیل و زلزله دارد؟ چرا به اینها می‌گویند disaster؟ این هم برای خودش قصه‌ای دارد.  مردم روزگار قدیم، حوادثی مثل سیل و زلزله را نوعی بداقبالی می‌دانستند (مگر بعضی امروز نمی‌دانند؟!) و گرفتار شدن در دام این حوادث را نتیجه بخت بد و طالع نحس خود به شمار می‌آوردند. برای همین به اینها می‌گفتند «بداختری» یا همان disaster. پس معلوم شد که فرنگی‌ها هم حال بهتری از ما ندارند و آنها هم برای نامیدن این وقایع، کلمه‌ای را به کار می‌برند که اصلا معنای وقایعی مثل سیل و زلزله را ندارد. اما مگر «بحران» چنین معنایی دارد؟ خیر. قضیه‌اش مفصل است.  خلاصه‌اش آن است که بحران، اصطلاحی در طب قدیم بوده است.  در کتاب ذخیره خوارزمشاهی، گفتار سوم که مشتمل بر ۱۰ باب است، به‌طور کامل به بحران اختصاص یافته است. ذخیره خوارزمشاهی اولین دایره‌المعارف پزشکی به زبان فارسی است که توسط حکیم اسماعیل جرجانی در قرن ششم هجری قمری نوشته شده است. جرجانی در آن‌جا می‌گوید که «بحران» لغتی یونانی و به معنای چیره شدن دشمنی بر دشمن دیگر است. بعد می‌گوید ماده بیماری و طبیعت هم مثل همین دو دشمن در بدن،  درحال هماوردی هستند تا این‌که بالاخره یکی بر دیگری چیره می‌شود. بعد نتیجه می‌گیرد «پس بحران تغییر حال بیمار است از حالی به حالی؛ یا بهتر یا بدتر». او بعد در باب سوم از همین گفتار، درباره شناختن «روزهای بحران» بحث می‌کند. نظامی گنجوی هم در اقبال‌نامه در داستان اسکندر با شبان دانا، بحران را به همین معنا به کار می‌برد:
مهی داشت تابنده چون آفتاب  
 ز بحران تب یافته رنج و تاب
یا خاقانی که می‌گوید:
مشنو ترهات او که بیمار       
پر گوید و هرزه روز بحران
بعضی که خواسته‌اند به حساب خودشان، ترجمه بهتری را برای disaster بیابند، به جای بحران، کلمه «بلا» را برگزیده‌اند. مثلا به سیل و زلزله‌ای که خسارات یا تلفاتی به بار می‌آورد می‌گویند «بلایای طبیعی». اما کلمه «بلا» هم معانی گوناگونی دارد. ما در زبان فارسی معمولا منظورمان از «بلا»، مصیبت و دردسر و گرفتاری است. اما فعلا که بحث، بحث کلمات است، باید بگوییم که «بلا» در حقیقت به معنای «آزمایش» است. به یاد بیاوریم آیه ۱۵۵ سوره بقره را که می‌فرماید:
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ.
«و قطعا شما را به چیزى از [قبیلِ‏] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جان‌ها و محصولات مى‏آزماییم و مژده ده شكیبایان را» بگذریم.
 
 
اگر بخواهیم بر سر کلمات جنگ و جدل کنیم، کار بالا می‌گیرد. همه اینها را گفتیم که بگوییم منظور ما از disaster یا بحران یا بلایا چیست. هر کلمه‌ای را که انتخاب کنیم، به‌هرحال باید تعریف روشنی از آن ارایه کنیم. باید متوسل شویم به مرجعی که کم و بیش مورد قبول همه باشد. امروزه متخصصان از کشورهای مختلف، در سازمان‌های بین‌المللی جمع می‌شوند و اصطلاحاتی اینچنینی را تعریف می‌کنند. یکی از این نهاد‌ها سازمان‌ملل است. راهبرد بین‌المللی برای‌کاهش بلایا  (UNISDR) که بخشی از سازمان‌ملل است، بلایا یا Disaster را این‌گونه تعریف کرده است: «ازهم‌گسیختگی عملکرد یک جامعه یا اجتماع است که منجر به آسیب‌های گسترده انسانی، مواد، اقتصادی یا محیطی می‌شود و تطابق با آن فراتر از توانایی جامعه یا اجتماع تحت‌تاثیر با استفاده از منابع موجود است». ظاهرا مشکل حل شد. ولی این تعریف خودش بسیار نکته‌ها دارد که در مجالی دیگر باید به آن بپردازیم. به عبارت دیگر، موضوع به آن سادگی‌ها هم که در ابتدا به نظر می‌رسد نیست. به قول حافظ: «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها». فعلا این مشکلات را فرو می‌گذاریم تا فرصتی دیگر.
 
 
منبع:
روزنامه ی شهروند
تاریخ: ۱۳۹۳/۳/۱

بهتر است در همین ابتدای کار تکلیفمان را با خوانندگان معلوم کنیم. این کلمه «بحران» هم از آن کلماتی است که خیلی از افراد در خیلی از جاها از آن استفاده می‌کنند. درست مثل کلمه «شیر» است. اگر مثلا کسی بگوید: «مدیریت تولید شیر خیلی مهم است»، شما چه برداشتی از آن دارید؟ منظور واقعا کدام شیر است؟ مقصود تولید شیرهای صنعتی برای استفاده‌ در کارخانه‌ها و منازل است یا مقصود تولید شیر لبنی است؟ شاید هم هیچ‌کدام منظور گوینده نباشد. شاید گوینده از مسئولان حفاظت محیط‌زیست و حیات‌وحش باشد و مقصودش شیرهای جنگلی است. اگر دقیقا ندانیم که منظور گوینده چیست واقعا «شیر تو شیر» می‌شود. به قول مولانا:
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
 گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر
صد‌هزاران این چنین اشباه بین
فرقشان، هفتاد ساله راه بین

حکایت کلمه «بحران» همچنین حکایتی است. هر کسی از ظن خودش، برداشتی از آن دارد. حتی بسیاری که آن را به کار می‌برند، نمی‌دانند دقیقا دارند از چه سخن می‌گویند.
قرار شد تکلیف خودمان و مخاطب را روشن کنیم و بگوییم که دقیقا قرار است از چه چیزی حرف بزنیم. از بخت بد، پای تعریف کلمات که به میان می‌آید، کار بیخ پیدا می‌کند. بعضی کلمات،  تعریف سرراست و واحدی ندارند؛ ازجمله همین کلمه بحران. آدم مجبور می‌شود برخلاف میلش، از معادل فرنگی‌اش استفاده کند تا بگوید دقیقا منظورش چیست. البته در این‌جا فرهنگستان ادب و زبان فارسی که کلمات «رایانه» و «یارانه» را ابداع کرده است،  باید کمی بجنبد و به داد ما برسد. به‌هرحال و خلاصه آن‌که منظور ما از بحران در این‌جا همان است که فرنگی‌ها به آن می‌گویند
Disaster. مشکل ظاهرا دوتا شد. خواستیم مشکل ترجمه را حل کنیم، مشکلی بر مشکل افزودیم. به‌هرحال تا زمانی که فرهنگستان چاره‌ای بیندیشد، به ناچار باید از همین کلمات استفاده کرد. اما این Disaster هم برای خودش داستانی دارد.  این کلمه درواقع برگرفته شده از کلمه لاتین disastro است که خودش ترکیبی است از پیشوند dis که منفی‌کننده کلمه است و کلمه astro به معنای ستاره (star). سرتان را درد نیاورم. اگر بخواهیم معنای لغوی کلمه را بگوییم می‌شود «ستاره بد». تعبیر ادیبانه‌ترش می‌شود «بد اختری» که از قضا در فرهنگ و ادبیات فارسی هم سابقه دارد. شعر معروف ناصرخسرو قبادیانی را حتما به یاد دارید که می‌گوید:
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را            
   برون کن زسر باد خیره‌سری را
تو چو خود کنی اختر خویش را بد        
  مدار از فلک چشم «نیک اختری» را
یا در گلستان سعدی می‌خوانیم که:
«بد اختری» چو تو در صحبت تو بایستی
ولی چنین که تویی در جهان کجا باشد
ولی اینها چه ربطی به حوادثی مثل سیل و زلزله دارد؟ چرا به اینها می‌گویند
disaster؟ این هم برای خودش قصه‌ای دارد.  مردم روزگار قدیم، حوادثی مثل سیل و زلزله را نوعی بداقبالی می‌دانستند (مگر بعضی امروز نمی‌دانند؟!) و گرفتار شدن در دام این حوادث را نتیجه بخت بد و طالع نحس خود به شمار می‌آوردند. برای همین به اینها می‌گفتند «بداختری» یا همان disaster. پس معلوم شد که فرنگی‌ها هم حال بهتری از ما ندارند و آنها هم برای نامیدن این وقایع، کلمه‌ای را به کار می‌برند که اصلا معنای وقایعی مثل سیل و زلزله را ندارد. اما مگر «بحران» چنین معنایی دارد؟ خیر. قضیه‌اش مفصل است.  خلاصه‌اش آن است که بحران، اصطلاحی در طب قدیم بوده است.  در کتاب ذخیره خوارزمشاهی، گفتار سوم که مشتمل بر ۱۰ باب است، به‌طور کامل به بحران اختصاص یافته است. ذخیره خوارزمشاهی اولین دایره‌المعارف پزشکی به زبان فارسی است که توسط حکیم اسماعیل جرجانی در قرن ششم هجری قمری نوشته شده است. جرجانی در آن‌جا می‌گوید که «بحران» لغتی یونانی و به معنای چیره شدن دشمنی بر دشمن دیگر است. بعد می‌گوید ماده بیماری و طبیعت هم مثل همین دو دشمن در بدن،  درحال هماوردی هستند تا این‌که بالاخره یکی بر دیگری چیره می‌شود. بعد نتیجه می‌گیرد «پس بحران تغییر حال بیمار است از حالی به حالی؛ یا بهتر یا بدتر». او بعد در باب سوم از همین گفتار، درباره شناختن «روزهای بحران» بحث می‌کند. نظامی گنجوی هم در اقبال‌نامه در داستان اسکندر با شبان دانا، بحران را به همین معنا به کار می‌برد:
مهی داشت تابنده چون آفتاب  
 ز بحران تب یافته رنج و تاب
یا خاقانی که می‌گوید:
مشنو ترهات او که بیمار       
پر گوید و هرزه روز بحران
بعضی که خواسته‌اند به حساب خودشان، ترجمه بهتری را برای
disaster بیابند، به جای بحران، کلمه «بلا» را برگزیده‌اند. مثلا به سیل و زلزله‌ای که خسارات یا تلفاتی به بار می‌آورد می‌گویند «بلایای طبیعی». اما کلمه «بلا» هم معانی گوناگونی دارد. ما در زبان فارسی معمولا منظورمان از «بلا»، مصیبت و دردسر و گرفتاری است. اما فعلا که بحث، بحث کلمات است، باید بگوییم که «بلا» در حقیقت به معنای «آزمایش» است. به یاد بیاوریم آیه ۱۵۵ سوره بقره را که می‌فرماید:
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ.
«و قطعا شما را به چیزى از [قبیلِ‏] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جان‌ها و محصولات مى‏آزماییم و مژده ده شكیبایان را» بگذریم.

اگر بخواهیم بر سر کلمات جنگ و جدل کنیم، کار بالا می‌گیرد. همه اینها را گفتیم که بگوییم منظور ما از disaster یا بحران یا بلایا چیست. هر کلمه‌ای را که انتخاب کنیم، به‌هرحال باید تعریف روشنی از آن ارایه کنیم. باید متوسل شویم به مرجعی که کم و بیش مورد قبول همه باشد. امروزه متخصصان از کشورهای مختلف، در سازمان‌های بین‌المللی جمع می‌شوند و اصطلاحاتی اینچنینی را تعریف می‌کنند. یکی از این نهاد‌ها سازمان‌ملل است. راهبرد بین‌المللی برای‌کاهش بلایا  (UNISDR) که بخشی از سازمان‌ملل است، بلایا یا Disaster را این‌گونه تعریف کرده است: «ازهم‌گسیختگی عملکرد یک جامعه یا اجتماع است که منجر به آسیب‌های گسترده انسانی، مواد، اقتصادی یا محیطی می‌شود و تطابق با آن فراتر از توانایی جامعه یا اجتماع تحت‌تاثیر با استفاده از منابع موجود است». ظاهرا مشکل حل شد. ولی این تعریف خودش بسیار نکته‌ها دارد که در مجالی دیگر باید به آن بپردازیم. به عبارت دیگر، موضوع به آن سادگی‌ها هم که در ابتدا به نظر می‌رسد نیست. به قول حافظ: «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها». فعلا این مشکلات را فرو می‌گذاریم تا فرصتی دیگر

منبع:

روزنامه ی شهروند




طبقه بندی: نیم سال سوم، امداد و نجات،
برچسب ها: بحران، نجفی،
[ یکشنبه 4 آبان 1393 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ سیداسعد حسینی ] [ نظرات ]
.: Blog Templates By : MihanTemp :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک های مفید
نظر سنجی
خدمات این وبلاگ را چگونه برآورد می کنید





لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب